تبليغاتX
نگاتیو

نفس عمیق
جمعه 21 دی1386 ساعت 11:6

         

                             نفس عمیق 

قهقهه بر واقعیت های روزمره

" نفس عمیق " به مثابه دهل تو پری است که آوازش از نزدیک خوشتر است . شاید هم خشک و تر !

به هر حال تر یا خشک بودن این چنین فیلمهایی بسته به علاقه پی گیران جدی سینمای ایران است که در میان خیل فیلمهای آب و گوشتی تولید شده ، با این فیلم تیمم کنند یا وضوی عاشقانه و نقادانه بگیرند یا نگیرند .

نگاه تیممانه ! بر نفس عمیق واجب است . از چند جهت و به دو دلیل محکم : دلیل دوم اینکه کمتر از 48 ساعت بر پرده یکی از سینماهای شهرمان اکران شد و دلیل اول اینکه  فیلم نه آب زیادی دارد و نه گوشتی باب دندان علاقمندان لب و لوچه و و ماکن ها و چهره های جورواجور ، روی پرده سینما !

اما توانسته با فیلمنامه استخوان دار و علی السویه خویش ، بدون هیچ حاشیه و جو سازی های مرسوم و ایضا من درآوردی محبوب منتقدان و مخاطبان خود باشد .

قبل از دیدن " نفس عمیق " تصور اینکه فیلم با موضوع و دغدغه تکراری اش یعنی نسل جوان و پرداخت گنگ و غیر متعارف ، فیلمنامه فرم گرا و اجتناب از گزینش بازیگران معروف ، چطور توانسته انقدر دلنشین و در بسیاری از صحنه ها  آنقدر کمیک درآید که تماشاگر از ته دل به واقعیت روزمره اما  سیام و تلخ تصویر شده دور بر خود قهقه بزند ، دور از دسترس به نظر می رسید . کاری که از عهده استاد توانای سینما  " بیلی وایلدر "  بر می آمد  که میتوانست تصویر خون آلود چاقویی را پس از قتل نشان دهد در حالی که تماشاگر از از خنده فرو خورده خود روی صندلی سینما سکسکه بگیرد . اما

" نفس عمیق " کمدی نیست ؛ فیلمی است تلخ و افشاگرایانه از زندگی یک نسل از همه طرف تو سری خور ! و اگر در فضای فیلم قرار بگیرید به مانند چاقوی کند و زنگ زدهایی است که پوست و گوشت احساسات به خواب رفته شما را به شکل زجر آوری_ همچون فصل های تکه تکه فیلم _از هم می درد !

فیلمی که اگر در مسیر درست فرار می گرفت و پخش کننده و مبلغ قوی خارجی داشت ، شاید می توانست نماینده سینمای ایران در بخش فیلم های غیر انگلیسی زبان اسکار باشد و نام پرویز شهبازی را بیش از پیش بر سر زبانها بیاندازد . فیلمسازی که در فضای سینمای کیارستمی تنفس کرده و با نفسی عمیق ! این چنین به سوی فیلم های داستان گو دور خیز کرده است . کما اینکه این دغدغه را در همان

اول خود " مسافر جنوب " نشان داده بود .  " نفس عمیق " با دوربین کمابیش ساکن و کم تحرک و میزانسن های نه چندان پیچیده اما هوشمندانه ثابت می کند که می توان واقعیت را آن طور که هست تصویر کرد.مولفه ای که در سینمای ایران مختص سینمای ایران مختص فیلمهای کیارستمی است که می تواند مفاهیم : ایثار ، نوع دوستی و... را در همان پلان پایین و بالا رفتن از تپه همان پسر بچه " خانه دوست کجاست " در اذهان عموم ثبت کند . اما بررسی اینکه پرویز خان شهبازی در به تصویر کشیدن واقعیت وجودی یک موضوع ،چقدر متاثر از سینمای کیارستمی بوده ، یک بحث است و نگاه جدید و فرم گرای این فیلمساز خوش آتیه بحثی دیگر ... چه باک از اینکه فیلمسازی ، تحت تاثیر فضای فکری و نگرشی فلان قرار بگیرد ؛ ولی حرف ، حرف خودش باشد و سرانجام کار به تقلید صرف ختم نشود .

فیلمنامه بکر، گزیده گوی و بدون حواشی و شعار " نفس عمیق" درباره دو جوان به آخر خط رسیده و عصیانگر است که خود نیزتعبیری  از اعمالی مه انجام می دهند ، ندارند .ما به ازای آنها را براحتی در میان جامعه پیدا کرد . فیلمنامه نویس هم با انتخاب سر گرانی و پوچی این دو جوان به عنوان تم اصلی فیلمنامه ، باقی اثر را با نگاه به آن شکل داده است . حتی ورود شخصیت پر جنب و جوش  و پر حرف " آیدا " که به ظههر برای گرما بخشیدن به فضای فیلم و زندگی این دو جوان – بخصوص منصور- آورده شده است ؛ نه تنها هیچ کنش دراماتیزه ایجاد نمی کند بلکه بر سردی فضای فیلم می افزاید .

 

یعنی قصد فیلم نامه نویس هم همین بوده که شخصیت ها و داستان فیلم را زیر  سایه ساختار تکه تکه و معما گونه فیلم قرار بدهد و در عوض ، از آن پیراهن آبی و مو های بلند – که تا به آخر مشخص نمی شود که متعلق به کیست – به عنوان عنصر تعلیق و اتصال دهنده سکانس ها استفاده کند .

 

شخصیتهای به اصطلاح خاکستری فیلم هم هیچ تغییری نمی کنند ؛ کامران افسرده و آخر خط رسیده ایی که هیچ چیز برایش اهمیت ندارد و منصور که امید را در جنب جوش ها ، شادیها و چهره همیشه خندان آیدا جستجو می کند . و خود آیدا سادگی و بی غل و غشی را در اعمال منصور پیدا می کند . « نفس عمیق» فیلمی است مستقل ، از ذهن سینما گری که دغدغه فرم دارد . فیلمی که از یک موضوع اجتماعی ، باپرداختی سینمایی و داستان پرداز و ژانر مخصوص به خود ؛ به فرم گرایی که مورد نظر سازنده بوده رسیده است و این یعنی نگتهی جدید و هنرمند انه که از عهده هنر مندان تجربه گرا بر می آید ؛ آنهایی :ه فیلم ساختن شغلشان نیست بلکه هنر ذاتی شان به حساب می آید .

 

 

نوشته شده توسط رامین رحمانی | موضوع: | لینک ثابت |