
سینما چیست !؟
یک روز دگای نقاش که داشت سعی می کرد شعری بگوید به ملارمه ً شاعر برخورد و به او گفت : « من سعی داشتم شعر بگویم اما هیچ اند یشه ایی به ذهنم راه پیدا نمی کند » . مالارمه پاسخ داد : « اما شعر را با اندیشه نمی نویسند ؛ با کلمه می نویسند » .
در سینما هم همینطور است ؛ فیلم را از نماش زندگی نمی سازید بلکه از کنار هم گذاشتن تصویرها می سازید . ما بیش از آگاه هستیم واین ما را به خطا می برد . ما فقط باید به احساسات و حواسی که به ما دروغ نمی گویند اتکا کنیم . زیرکی ما مانع داشتن تصویری درست از چیز می شود . من همیشه در مرز خطرناک بین بیش از حد نشان دادن و به اندازه کافی نشان ندادن حرکت می کنم . انگار روی طناب بند بازی هستم که در هر طرف آن پرتگاهی است .
سینما هنر نشان دادن هیچ است
من که هستم !؟
نمی خواهم متوران سر ( به معنای کارگردان ) خوانده شوم . ترجیح می دهم متوران اوردر ( نظم آفرین ) نامیده شوم . چون برای من فیلم سازی ترکیب تصویر ها و صداهای چیز های حقیقی است به طریقی که آن ها را تاثیر گذار کند .

