تبليغاتX
نگاتیو

موج نو
شنبه 25 شهریور1385 ساعت 9:25
         موج نوی سینمای فرانسه  

 

             http://i37.tinypic.com/21mg1nr.jpg

                         

"موج نو" از گروهی فیلمساز که در برخورد نظری و سیاست ، نظرگاههای مشابه داشته اند تشکیل نشده ! همچنین نمی توان تعدادی فیلم را که مزامینی مشترک و تکنیکهای مشابه دارند به عنوان فیلمها و تکنیکهای سبک موج نو متمایز کرد .

بطور ساده می توان گفت : موج نو دوره ایی کوتاه در تاریخ سینمای فرانسه از 1959 تا 1963 است که طی آن 170 کار گردان نخستین فیلمهای بلند خود را ساختند . پس لزوما موج نو نتیجه شرایطی اقتصادی بود که کارگردانان جوان را قادر ساخت موقتا به تغییر شکل سینمای فرانسه بپردازند.تغییر شکلی نه در جهت متشکل و پایدار ؛ بلکه در جهت انواع شیوه ها و روش ها !

               کلود شابرول : ... باید بگم که آرمان من انجام کاری امکان نا پذیره ! این ابدا احمقانه نیست !

                   ژان کوک گدار : ... می گفتند : که نباید مثلا یک نمای نزدیک را با عدسی میدان باز گرفت . گفتم بر عکس ما این کار را خواهیم کرد ! می گفتند : مثلا نباید دوربین روی دست تراولینگ کرد . گفتم برعکس ما این کار را خواهیم کرد ! این کاملا به میل من بود و می خواستم نشون بدم که هر چیزی مجازه ! چون در سینمای فرانسه در یک روش تفتیش عقاید و دسته بندی کردن و جدا کردن وجود داشت که وارد شدن به این سینما را تا قبل از 40یا 50 سالگی بسیار مشکل میکرد . سینمایی که دارای ممنوعیت ها و قانون هایی بود .من می خواستم نشون بدم که همه این چیز ها بی ارزشه و اگر ارزشی داشته زمانی بوده که کسانی اونها رو اختراع کردن ! اما بیشتر از اونها تقلید میشه !

صنعت فیلم فرانسه در دهه 1950 چندان پذیرای فیلمسازان جوان نبود . لازمه بر خورداری از حمایت حمایت و پشتیبانی از صنعت فیل داشتن شهرت کافی در کار گردانی بود و برای کارگردان شدن می بایست زمانی دراز به شارگردی و کار آموزی پرداخت . در این دوران تعدادی اثر درخشان ساخته شد ؛ اما آن آثار توسط کارگردانانی پدید امد که آن زمان به خوبی در سینمای فرانسه تثبیت شده بودند. کارگردانانی نظیر :   روبر برسون ؛ ژاک تاتی و رنه کلمان .

در سال 1956 "رژه وادیم" که در آن زمان به عنوان کارآموزی 28 ساله در درون نظام تجاری صنعت فیلم فرانسه کار می کرد رخصت یافت تا فیلمی نسبتا کم خرج را کارگردانی کند . او از همسرش" بریژید باردو "که بازیگری ناشناخته بود به عنوان ایفا گر نقش نخست استفاده کرد و نتیجه یک موفقیت مالی بسیار عظیم بود.

تهیه کننده گان که در اشتیاق تکرار این موفقیت می سوختند فرمول برنده را اینچنین محاسبه کردند :

کارگردان جوان + بودجه کم = موفقیت !

آنها حساب کردند که اگر پولی را که باید صرف تهیه یک فیلم پرخرج شود در سه فیلم کم خرج سرمایه گذاری کنند شانس خیلی یشتری را در بازگرداندن سرمایه خود دارند که ظاهرا حساب اقتصادی ساده ایی بود .

اما اگر قرار بود تنها "وادیم" و امثال او به ساختن این فیلمها بپردازند موج نوی سینمای فرانسه هرگز به ظهور نمی رسید .

         ژاک ریوت : من فکرمیکنم که موج نو در سینما از این نظر دقیقا شبیه امپرسیونیسم در نقاشیه ! چون در دجه اول میل به خارج شدن و بیرون اومدن در اون دیده میشه. پدیده ایی که سهولت ناگهانی و استفاده از یک مرحله فنی چنین امکانی رو فراهم می کنه !

در آن هنگام شماری از فیلمسازان جوان در انتظار نوبت خود بودند . در واقع کارشان بیش از انتظار کشیدن صرف بود. بعضی همچون آلن رنه ، آینس واردا ، کرس مارکر ، ژان روژ و هانری کولپی به ساختن اثار غیر تجاری کوتاه مدت و قویا موثر مشغول بودند .

دیگران ؛ منتقدین کایه دو سینما ؛ یعنی نشریه ایی که در سال 1951 توسط " آندره بازن" -منتقد و نظریه پرداز سرشناس- و "ژاک دانیل وار کروز" که بعدها به فیلمسازی پرداخت ، بنیاد گذارده شد . این گروه شامل اکثر کارگردانان عمده موج نو بجز آلن رنه بوذپد. کارگردانانی چون : ژان لوک گدار ، فرانسوا تروفو ، کلود شابرول ، ارک رومر و ژاک ریو ست .

گروه کایه ؛ فیلمسازان تثبیت شده سینمای فرانسه یعنی کلمان ، بکر ، کلوزو ، اوتانارا ، کایات را مورد حمله قرار داده و در مقابل توجه شان را به کارگردانان فرانسوی گذشته همچون : ابل گانس ، ژان ویگو ، و ژان رنوار معطوف داشتند .

گروه کایه همچنین فیلمهای حادثه ایی به ویژه آثار وسترن و گانگستری را ستودند.

علت و رجهان آنها این بود که بر خلاف محصولات ضعیف و کسل کننده سینمای متعارف فرانسه این گونه فیلمها نشانگر مهر و امضای غیر قابل اشتباه کارگردان بود .

         ژاک ریوت : مجله "کایه" خیلی عالی بود . چون بلافاصله بعدش سالهای 52 و 53 محلی شد که مه هر روز همدیگه رو می دیدیم . این موضوع مال چند سال بعد بود . موقعی که ما گروه کوجکی رو تشکیل دادیم که بازن اون رو گروه کوچک هیچکاکی می نامید .

ویژگیهای شخصی مولفی همچون آلفردهیچکاک، هاوارد هاکس و فریتس لانگ را همواره می توان رد یابی کرد یا تشخیص داد . هر یک از این منتقدین خود در آرزوی مولف شدن و بیان کردن نگرش خویش از طریق سبک شخصی اش در سینما بود . بسیاری از آنها با فیلمهای کوتاه 16 میلیمتری تجربه میکردند.

"شابرول"نخستین شانس را برای ساختن فیلم بلند خود کسب کرد . این فیلم یعنی سرژ زیبا در سال 1958 از توجه و اعتبار خاصی در سطح جهان برخوردار شد و موفقیت مالی نسبتا قابل توجهی نیز بدست آورد .

همین خود موجب تشویق دیگر فیلمسازان شد که بتوانند در این مسیر گام بردارند .

سال 1959 مهمترین سال موج نوی سینمای فرانسه بود. هریک از سه فیلمساز بر خواسته ازاین جنبش نخستین آثار بلند خود را به نمایش گذاشتند

ژان لوک گدار با فیلم از نفس افتاده ، فرانسوا تروفو با فیلم 400 ضربه و آلن رنه با فیلم هیروشیما عشق من .

از این گروه کا یه دو سینما دو فیلم با موفقیت مالی عظیمی روبرو شدند .

این دو فیلم از نفس افتاده گدار و عموزاده ها اثر شابرول بودند .

همچنین در آن سال موج نوجوایز جشنواره کن 1959 را تساحب کرد .

هیروشیما عشق من جایزه بین الملی منتقین فیلم

400 ضربه جایزه جایزه بهترین کارگردانی

و فیلم مارسل کامو یعنی ارفه سیاه جایزه بزرگ جشنواره را به اختصاص داد .

اما تا سال 1961 آنقدر شکست های مالی در موج نو پدید آمد که حامیان اقتصادی جنبش بیش از پیش محتاط ساخت ودر سال 1964 سرمایه گذاری این فیلمها به همان اندازه دهه 1950 سخت و نا ممکن می نمود در واقع کار موج نو عملا به پایان رسیده بود .

بیشتر آن عده 170 نفری کارگردانانی که نخستین فیلم خود را ساخته بودند هرگز موفق به ارایه اثر دیگری نشدند واین شاید ازبعضی لحاظ خوبی بود .

بعضی از کارگردانان جذب سینمای تجاری شدند. ولی عده کمی از این نهضت بر جای ماندند و به آفرینش فیلمهای شخصی خود ادامه دارند . این فیلمها تاثیر مشخص و عمده ایی بر سراسر جهان داشته است.

فرانسوا تروفو ، آلن رنه و ژان لوک گدار سه فیلمسازی هستند که به این گروه آخر تعلق دارند ......        

نوشته شده توسط رامین رحمانی | موضوع: | لینک ثابت |
فیلمساز
جمعه 24 شهریور1385 ساعت 3:4

             فیلمساز - فیلمساز است !

 

فیلمساز اجوبه ایی است که در حالیکه سرگرم ساختن یک فیلم است.

سناریوی فیلم دیگری را می نویسد و فروش فیلم سومی را بررسی میکند

وفکر فیلم چهارمی را در سر می پروراند وهمه این کارها را درشب

اول نمایش آخرین فیلمی که ساخته است میکند

او می داند که با پول چه کارهایی می توان کرد .و چه کارهایی نمی توان کرد

او می داند که پول را از کجا پیدا کند و در کجا خرج کند

و کجاست که پول تنها نمی تواند مشکلات زیبایی شنا سانه یا فنی

را حل کند .

فیلمساز خوب از رد شدن طرحهایش ناراحت نمی شود .

روزی 18 ساعت کار می کند و از برخورد جنبه های متضاد شخصیت خود شادمان می شود

او در خود وسوسه ایی احساس می کند که باید برای آموزش دادن

یا خوشنود کردن میلونها تن فیلم .

یک فیلمساز : خود آزار . جنگاور . فاضل . هنر مند . بازار شناس

داستانگو . ورزشکار . و شعبده باز است .

 

                                                     نقل از کتاب "حرفه تولید فیلم"

                                                           مالی گریگوری

نوشته شده توسط رامین رحمانی | موضوع: | لینک ثابت |