رفاقت در سینما
معنی رفاقت این نیست که آدم به دیدار دوستانش برود یا همدیگر را ملاقات کنند. رفاقت یعنی اینکه وقتی با هم هستیم احساس خوبی داشته باشیم , سلیقه مان یکی باشد , اگر مطلبی با هم توافق نظر نداریم بتوانیم با هم بحث کنیم . پولت را در اختیار دوست نیازمندت بگذاری هرگز به او آفرین نگویی این یک توهین است . اگر کسی برای کسی احترام هست بابت این است که همیشه کارهای خوب انجام می دهد آفرین گفتن به او یعنی که گاهی کار های بد از او سر می زند . احترام بر همه چیزی مقدم است ...
در دنیای سینما , رفاقت ها به ندرت صادقانه است من به کسی پشت نمی کنم . کسانی که بابت منفعت شخصی شان با من رفت و آمد می کنند , پس از مدتی , خودشان مرا ترک می کنند. من آنها چیزی نمی گویم . همچون میوه گندیده ایی که از درخت می افتد . آنها بی آنکه قهر کرده باشند و بی آنکه منفعتی برده باشند می روند . به آنها مهربانی می کنم این کار از هزار توهین بدتر است . در ابتدا اینطور آدمها به سراغتان می آیند وتملق گویی می کنند . انسان احساس خوبی دارد . بعد بلافاصه صداقت مخاطبان آشکار می شود ....
می توان سالها دوستی را ندید . اما به محض دیدنش گویی یک روز بیشتر نیست که از او جدا شده اید ...
سرجو لئونه
مارمولک

فيلمي که بايد ساخته مي شد
برخلاف تمام بوق کرنا ها حاکي از اعتراض آميز بودن , نگاه جديد و يا حتي پرده برداشتن از شخصيت بعضي ها و ...فيلم " مارمولک " به هيچ وجه در چنين جايگاهي قرار نمي گيرد . در حالي که به ظاهر تمام نکات ذکر شده را داراست.
اما جزو مولفه هاي فيلم هاي اعتراض آميز قرار نمي گيرد . تمام امتياز فيلم پرداختن به يک موضوع حساس روز اجتماعي در قالب طنز است همين!

هدف فيلم در همان خط سير " ليلي با من است " فيلم چند سال قبل تبريزي است
درآن فيلم هم شخصي ترسو و بزدل و گريزان از جنگ و... در آخر تبديل به شخصيتي والا مي شد . در مارمولک نيز لباس روحاني پوشيدن يک زنداني بهانه اي مي شود براي آشنايي با دنياي پر رمز راز روحانيت ! و اين يعني خواهي نخواهي ساختن يک فيلم سفارشي. نکته اي که مخالفان فيلم , آنهايي که مارمولک را توهين به يک قشر خاص تلقي مي کنند از آن غافلند وبه آن توجه نمي کنند
فيلمي که هم اکنون در سينماهاي کاندا ,دوبي, آمريکا در حال اکران است و در داخل ايران مرحوم (!) از اکرن عمومي .که همين مسئله تمام معادله ها را به ريخت و همه پيش بيني هاي صاحب نظران را مبني رونق دوباره سينما هاي تهران وايران و فروش نوروزي فيلم ضربه فني کرد
اين در حالي است که سي دي هاي بدون کيفيت و فيلمبرداري شده از روي پرده دست به دست مي گردد و شوخي ها و متلک هاي جنسي فيلم به تکيه کلامها و نقل قول مجالس تبديل شده است

با همه اينها نمي توان ارزشهاي پنهان و آشکار فيلم را ناديده گرفت
خط سير کلي فيلمنامه مارمولک بر اساس تناقض فضا شکل گرفته است . يعني دزدي در قالب يک روحاني که براحتي مي توانست همين دزد , جاي يک استاد دانشگاه , مهندس ويا يک دکتر قرار گيرد
اما عاملي که موضوع مارمولک را حساس مي کند همين تقابل شخصيت دزد و يک روحاني است
قشري که به سبب زمان جزو افراد خط قرمز حساب مي شود و هيچ هنرمندي , چه فيلمساز , چه نويسنده , چه کاريکاتوريست , جرات ويا عبارتي حق نزديک شدن به آنها را ندارند
ريشه ارزشهاي امروزين فيلم مارمولک از همين خط قرمز ها و حق ندارند ها آبياري مي شوند
نکته بارز فيلمنامه زيرکانه پيمان قاسم خاني نويسنده مارمولک همين جاست که با بهانه قرار دادن همين موضوع و پرداختن محتاطانه , فيلمنامه را بر مبناي شوخي ها و متلک هاي جنسي خنده آور و موقعيت ها شکل مي دهد
دياگوگ هايي متناقضي که از از زبان دزد روحاني نما ! خارج ميشود
تصوير کردن حماقت که نه , سادگي در حد حماقت جماعتي که چنين مردي اعتماد مي کنند و عشق و عاشقي همين دزد در همان لباس روحانيت ...-موقيتهايي هستند که فيلمنامه مارمولک بر آن استوار است . اگر از کارگرداني متوسط کمال تبريزي که حالا خودش را -در بين خيل فيلمسازان به اصطلاح مولف که خود مي نويسند و مي سازند - تنها کسي معرفي مي کند که مي تواند بي دغدغه روي فيلمنامه هاي ديگران کار کند , بگذريم , بازي پرويز پرستويي است که فيلم بخشي از ارزشهاي خود را مديون هنر نمايي اين بازيگر قدرتمند است . بازيگري که نقش دزدي را ايفا مي کند که همان دزد بايد خودش را در قالب روحاني جا بزند کاري که پرستويي تا حد زيادي از عهده آن بر آمده است
بازيگري که استاد نقش آفريني در نقشهاي متفاوت است . حاج کاظم آزانس شيشه ايي کجا وبازيهايش در فيلمي !مثل : ليلي با من است , مرد عوضي و همين مارمولک کجا!

درهر حال مارمولک فيلمي هست که بايد ساخته مي شد آن هم نه الان که بايد چند سال پيش شاهد چنين فيلمي مي بوديم
درباره يک روحاني باشد که خ شايد موضوع فيلمنامه بعدي آقاي قاسم خانی درباره يک روحاني باشد که خود را در لباس يک دزد جا مي زند ؛ چه مي دانم ! شايد از اين طريق توانستيم با دنياي پر زمز آقايان دزد ها هم آشنا شويم و کلي بخنديم!

